چطور درون شلوغی های زندگی غوطه نشویم؟

تا حالا شده است عاطفه پوچی و سردرگمی به سراغ تان بیاید و بی شعار روزها را به شب برسانید؟ به پیدا کردن خودتان و معنای واقعی عمر در این همهمه و شلوغی فکر می کنید؟ شاید وابستگی ای که در آن هستید، شغل خواه تشریفات ناپسند شما را از خودتان دور کرده باشند. شاید حزن زندگی به نعوظ کلی اسباب سردرگمی شما را حاضر کرده باشد. فارغ از دلیل مسئله، باید بدانید که تنها نیستید. این مسئله منحصربه شما نیست و هر انسانی، درون برهه هایی از عمر با آن روبه رو می شود. اما چاره چیست؟ چطور می توانیم داخل شلوغی های زندگی خودمان را گم نکنیم و مرام و معنایی برای زندگی قائل باشیم؟ این سؤالی است که درون این مقاله به دنبال جوابی برای آن هستیم و نکته هایی برای فرود امدن به این شعار مطرح خواهیم کرد.

حتما بخوانید:۷ آماج که می گویند مسیر عمر مان را درست گزینش کرده ایمبرنامه ریزی بخاطر زندگی بهتر با چند وعظ ای که حتما باید بدانید۱۶ اندیشناک بزرگ جهان درباره هدف از زندگی چه می گویند؟

پیش از ذکر نکته ها، شرح حال کوتاهی از تجربهٔ شخصیِ کسی که آن ها را نشانی کرده است خواهید خواند. داستان یک حادثه

فوریهٔ ۲۰۱۷ وجود که زندگیم بوسیله معنای پا بر جا اصطلاح زیرورو شد. ماجرا بدی با موتورسیکلت باعث آسیب نظر مغزم شد. البته من خانه دادن سال قبل تیز از این وقوع خودم را «گم» کرده بودم. زمانی که داخل یک حادثهٔ رانندگی دچار شکستگی کمر شدم. این تصادف تازه، طبق آنچه دکترهایم می گفتند، باعث ضربهٔ مغزی من شده حیات. اختلالی که داخل آن کارکرد معمول مغز به تیمار می ریزد و جهت آن معمولا مخبر شدن ضربه ای اکید و تصادفی به شیوه است. قضیه تا حدی شدید حیات که تا اینکه امکان داشت قدرت طرز روبیدن را بخاطر همیشه از دست بدهم.

خوشبختانه این حادثه غلام را زمین انسداد نکرد. عهد نبوغ بخشی را با موفقیت گذراندم و به عمر روزمره برگشتم. از این دیدن خوب از پس رخداد برآمدم. ولی نکته ای که از توجه به آن بی خبر شدم، اضطراب پس از آسیبی حیات که معمولا به دنبال این طور حوادثی مشکلات روحی و مسئله ایجاد می کند.

زمانی که دچار آسیب مغزی شدم، بدیع متوجه شدم که سال ها احساسات و هیجانات مستور ام را سرکوب می کردم. تلاش می کردم بیشتر از این دربارهٔ مسائل و اختلالات مرتبط با ضربهٔ مغزی تحقیق نکنم. اما این کار من را بهتر که نکرد هیچ، بلکه روزبه روز اضطرابم را بیشتر کرد و علائم و تیر های بیشتری از بیماری درون من برملا شد.

مسئله ای که دربارهٔ آسیب ها و ضربه های این چنینی حیات دارد این است که به لایه های عمیق تازگی از حافظه انسان راه روشن می کنند (ضمیر ناخودآگاه). اگر ازشان غافل شوید و به حال خود ول بشوند، با تجربهٔ حادثه ای که درد ناشی از آن ها را بوسیله خیال بیاورد، ناگهان زخم کهنه شان سر باز می بطی ء و متشابه سیلی که به رخساره بزنند، مردم را غافلگیر می کنند.

سال های سال تکاپو کردم از هیجانات، افکار و نشانه های ناشی از عارضه اولم فاصله بگیرم و فراموش موجودی کنم. می خواستم به هر نفیس شده از آسیب روحی آن بور بگیرم. این شد که خودم را وقف کار و زندگی کردم.

متوجه این مسئله نبودم که نادیده ستاندن خاطرات ناخوشایند گذشته باعث وخیم تر شدن اوضاع می شود. روان شناس ها می گویند وقتی آسیب و حادثه ای جدی را تجربه می کنیم، با تمام انرژی مان سعی می کنیم خاطرات وقوع را به لایه های ناخودآگاه ذهن منتقل کنیم. از هر چه ما را به یاد آن بیندازد دوری می کنیم و مجاهدت می کنیم به زندگی روزمره توجه کنیم.

من از ماجرا جان سالم به درون بردم و تامل می کردم همین برایم کافی است، ولی غلط می کردم. در فراموش کردن خاطرات ناخوشایند بخاطر خودم استادی شده بودم. ولی ضربه ای که به مغزم وارد شد، خواب فراموشی ام را مقدر شدن کرد. زمان آن رسیده بود که با گذشته ام رودررو شوم.

ضایع انتخابی نداشتم. باید خودم را گم می کردم تا بتوانم دوباره خودم را پیدا کنم. می پرسید چطور این فقره را کردم؟ با تغییر راه ای که پیش پژمرده بودم.

آسیب روحی ناشی از تصادف تو ضمیر ناخودآگاه جای می گیرد، بنابراین قضیه ای درونی است و بوسیله بدن مناسبت دارد. برای اینکه سرکوب خاطرات بدم را متوقف کنم، بیشتر به نیازهای روزانهٔ ذهن، بدن و روحم توجه کردم و بیشتر بخاطر این مسائل نفس گذاشتم.

به مرور یاد گرفتم تپش ها و احساساتم را زیر کنترل بگیرم و بر آن ها تسلط داشته باشم (البته هنوز غم در حال تدریس هستم) و مهم تر از آن، بوسیله نیازهایم توجه می کنم و از خط قرمزهایی که بخاطر خودم در نظر گرفتم، مراقبت می کنم.

مراقبت از خودم دیگر برایم حکم کاری تجملی را ندارد. تبدیل بوسیله مهم ترین اولویتم شده است. قضیه درمانم هنوز ایستا نشده است. خلال دو سال گذشته، تقلا کردم با طولانی بود به خودم عشق بورزم.

خودم را گم کردم و این مسئله باعث شد تا بتوانم مکرر به خودم توجه کنم و بوسیله خودم بیایم. به عقیدهٔ غلام همهٔ ما این اقتدار را داریم که از دل شلوغی ها و همهمهٔ عمر پیام و معنایی خارج بکشیم. همگی چیز با پذیرفتن شکست های مان شروع می شود. اینکه دیگر احساسات و بیم های نهفته را سرکوب نکنیم و با شجاعت، اقتدار های مان را علامت بدهیم. تا اینکه اگر نتیجهٔ بازپسین تنها بوسیله تلاش های ما بستگی نداشته باشد. ۴ مرحله برای برملا کردن خویشتن واقعی تان داخل زندگی

ماهیت زندگی ازدحام و آشفتگی است. باید وارد میدان شد و گاه به گاه، مزه نه چندان خوشایند ضربه های آن را چشید. در غیر این صورت کارگر که می کنید اسمش زندگی نیست.

اگر واقعا می خواهید بدانید که چه کسی هستید، نباید با گم شدن مشکلی داشته باشید. این قدم نخستین برای هویدا کردن خویشتن واقعی مان است. نکات مادون داخل مسیر معین کردن خویشتن و دوری از سردرگمی داخل شلوغی های عمر دستیار حال تان خواهند حیات: ۱. برای مدتی کوتاه از دنیای رمزی فاصله بگیرید

شاید مهم ترین مشخصهٔ دنیای امروز ما جناب گستردهٔ تکنولوژی در آن باشد. درون چنین دنیایی بوسیله سادگی مقدور است از خود واقعی مان فاصله بگیریم.

تکنولوژی این امکان را برای مان حاضر کرده است که در کسری از ثانیه، با هر کس، داخل هر کجای این کرهٔ خاکی ارتباط مستحکم کنیم. با استعمال از ابزارهایی که تکنولوژی تو اختیارمان گذاشته است، به منابع اطلاعاتی بی انتهایی دسترسی پیدا کرده ایم و در هر زمینه ای که بخواهیم، امکان تصرف خرد بیشتر وجود دارد. ولی نکتهٔ منفی ای که درون خصوص آن وجود دارد، این است که باعث شده ما بخشی از خودمان، یکدیگر و بوسیله نعوظ طاسی زندگی واقعی ، فاصله بگیریم.

کامپیوتر و تکنولوژی ارتباطات، واقعیتِ مجازی را برای مان به ارمغان آورده اند. مجازی از واقعیت، یا بوسیله عبارت بهتر، چیزی که بسیار قرین به واقعیت است، ولی خویشتن آن حلق. فن شناسی تحول بوسیله پدیده ای شده است که امکان گریختن از واقعیت های زندگی را برای مان مهیا می کند.

تا به حال بوسیله این فکر کردن کرده اید که به مدت یک روز، یک هفته یا حتی یک ماه از دنیای مجازی بور بگیرید؟ شکی محو که تا اینکه فکر کردن به آن حزن مضطرب تان می کند، این طور نیست؟

البته دنیای مجازی و تکنولوژی مزایای بسیاری دارند و امساک از آن ها، دالّ بر کریه بودن شان نیست، بلکه هدف مهم تری برای این فقره بود دارد. شعار این است که به خودمان برگردیم و تمرکز و توجه مان را معطوف به آن چیزی کنیم که فقط و فقط برای خودمان جلال دارد.

هدف این نیست که به طاس مصرف از محصولات مرتبط با تکنولوژی را متوقف کنید. کافی است تلاش کنید روزانه، حتی برای یک ساعت هم که شده، از این دستگاه ها بور بگیرید. مجاهدت کنید با محیط اطراف و کسانی که کنارشان هستید تماس برقرار کنید و بخاطر این کار، هر چه حواس تان را پرت می بطی ء کنار بگذارید.

برای توجه به دنیای خفیه و شناخت بهتر و تقویت ذهن و روح، بوسیله آرامش نیاز داریم. فاصله دریافت از تکنولوژی برای مدتی محدود می تواند به فراهم شدن این آرامش دستیار یواش. حتما بخوانید: رمان عمر شخصی که یک سال شبکه های اجتماعی را کنار گذاشت ۲. قدری سربزرگی پذیر باشید

برای چند وقت بی تعارف و صادقانه بوسیله زندگی تان فکر کنید… به نظرتان محافظه کارانه زندگی می کنید؟ اگر متجاوز از معادل خودمان را برده مرز و محدوده های منطقه امنیت مجرد مان کنیم، به مرور زندگی کسل کننده خواهد شد و احساس دختر بودن و هیجان انگیز بودن آن از بین می رود.

عمده ترین دلیل ناراضی بودن اشخاص از زندگی شان این است که میانه روی را به ریسک پذیری اولویت می دهند. بیشتر ما مسیری را انتخاب می کنیم که ایمن زیرفون و نزدیک نم بوسیله دنیای واقعی است (به جای اینکه دنباله روی ایده ها و تمایلات این چنینی باشیم) و اگر دنیای مان را به قایقی شبیه سازی کنیم، کمتر میلی به تحرک دادن آن نشان می دهیم. این رویکرد قابل درک است. شنا کردن خلاف علت آب و داشتن تمایلات و خواسته های متفاوت از عامهٔ مردم پرمخاطره است.

ترجیح می دهیم همه چیز همین طور که هست جاویدان بماند تا آنکه میل به تغییر شرایط نشان بدهیم. این ماهیت انسان است. تکنولوژی های مرتبط با تصویربرداری از عدد این ادعا را تا حدود زیادی تایید می کنند که مردم ذاتا میلی به خطر پذیری نشان نمی دهد.

متأسفانه میانه روی و محافظه کارگر ما را بوسیله جایی نمی رساند. تجربه مدال می دهد این رویکرد داخل کوتاه ترین زمان ممکن احساس سردرگمی بوسیله حیات می آورد.

زندگی اگر قدیم برازنده پیش بینی می بود، ما هیچ وقت تحول نمی کردیم. در حاصل صعود بی قراری غیرممکن می شد.

تنها اصل پایدار این جهان تحول است. تغییر را در عمر می توان بوسیله قطاری تشبیه کرد که همیشه داخل حال حرکت است. اگر نخواهید سوار آن شوید، از غافله جا می مانید. به همین سادگی. تنها اسلوب ممکن برای خودشناسی این است که در شرایطی قرار بگیریم که با آن احساس استراحت نمی کنیم. این طور به نقاط ضعف و جیره مان معلول می بریم و می توانیم بهینه اقتدار های مان را رک کنیم. ۳. بوسیله قضاوت ها و اظهارنظرهای سایرین توجه نکنید، رؤیاهای ارشد داشته باشید

در عمر همیشه کسانی هستند که بخاطر تان ساز مخالف بزنند و به مسیری که انتخاب کرده اید تکه بگیرند. فرقی نمی درنگ چه مفید انجام بدهید یا چه بگویید، گریزی از قضاوت ها و اظهارنظرهای سایرین نیست. این به خودتان برمی گردد که از این مسائل تأثیر بگیرید یا خیر.

بیشتر مردم زمانی به دردسر می افتند که دستور می دهند سایرین سطر عمر شان را تعیین کنند.

نباید تحت تأثیر صبحت های دیگران پندار کنید آرزوهای تان عجیب وغریب و غیرقابل دسترس هستند. به خودتان ایمان داشته باشید. استیو جابز می گفت:

«نگذارید صدای درون تان تو قیل وقال اظهارنظرهای اطرافیان مکنون شود. با شهامت ادامه روی مسیری باشید که صدای درون و ادراک خودتان از این جهان بوسیله شما دیکته می کنند. هیچ صدایی بهتر از این دو از آنچه آرزو دارید روزی بوسیله آن مشت محسوس کنید شناخت ندارد. این ها مهم ترین راهنماهای ما در عمر هستند.».

سرکوب آرزوها خواه خواسته ها، اولیه قدم در مسیری است که ما را به خرسند دادن به کم از آنچه خواسته بودیم می رساند.

از کار بزرگ پذیری نترسید و رؤیاهای بزرگ داشته باشید. تنها کسی که شما را از پیشرفت بازمی دارد، خودتان هستید. پس از سر راه خود ایده آل تان به خشکی امدن بروید و بگذارید بال وپر بگیرد.

تا اینکه موفق ترین آدم هایی که پا به این کرهٔ زمینی گذاشتند هم هنگام برج حمل قدم های اول، به خاطر اهداف رؤیایی و بزرگ شان از تمسخر دیگران در کنف نبودند. آیا این مسئله آن ها را دلسرد کرد؟ نه. شما را غم نباید دلسرد کند. ۴. حرف های خفیه تان را به چالش بکشید

برای ایجاد تغییرات مهم در زندگی، باید از این قاعده که همیشه خودمان باشیم کمی فاصله بگیریم. باید حرف های درونی مان را به چالش بکشیم. کسی که دائما با خودش می گوید «من خودم را گم کرده ام» یا «من توافق نشدنی هستم»، بر همین بنیاد عمر خواهد کرد و به آنچه شناخت دارد نمی رسد.

این حرف های خفیه ریشه داخل حالت پیشفرض مغز دارند. این حالت پیشفرض، مهم ترین عامل تأثیرگذار پهلو حرف های درونی و چندوچون آن ها است. نگرانی راجع بوسیله اتفاقات آینده یا آنچه دیگران خیال می کنند اندوه مرتبط با همین حالت پیشفرض است.

وقتی درون زندگی احساس سردرگمی می کنیم، به سادگی می قابلیت گرفتار ذهنیتی شد که تو آن قبول کردن چیزهایی که ازشان راضی نیستیم و بشاش مان نمی کنند، مجاز است. این احساس «سردرگمی» چنانچه طولانی شود، ممکن است آن را بوسیله نشانی واقعیت اجتناب ناپذیر زندگی مان قبول کنیم.

دست افزار های درون تان چگونه هستند؟ اگر مدام از درون تان دست افزار های منفی ضابطه پهلو می آورد، امیدتان را از مشت ندهید. راهکارهایی برای تغییر شرایط و کنار گذاشتن باورهای تخریب کننده وجود دارد. باورهایی که امکان حرکت رو بوسیله جلو و میل به دگرگونی را از ما می گیرند.

یکی از این راهکارها می تواند تکرار کردن روزانهٔ جملات تأییدکننده ای باشد که مشعر از امکان تغییر اعطا کردن وضعیت فعلی عمر باشند. تجربهٔ روان شناس ها نشان داده است با استفاده از این جملات می توان افکار سلبی را دور کرد و کمینه دستگیر امتحان های ناخوشایند گذشته شد.

حرف های درونی منفی را باید با دست افزار های مثبت جایگزین کرد. در این صورت می توانیم تطویل حال سازنده رطوبت دربارهٔ اینکه واقعا چه کسی هستیم و چه توانایی هایی داریم از خودمان بشنویم.

سپس از بیدار شدن بدوی کاری که ایفا می دهید تکرار جمله ای شبیه به این باشد: «من سردرگم نیستم. غلام داخل مسیری بخاطر تحول حرکت می کنم.».

اگر با آن احساس قرار نمی کنید، متناسب با سلیقهٔ خودتان جملهٔ دیگری بسازید. هر نفس احساس سردرگمی به سراغ تان آمد، با تکرار این جمله از شاخ وبرگ دریافت آن جلوگیری کنید. سخن پایانی

زندگی گاهی سخت و حوصله فرسا می شود. گریزی ازاله و این ماهیت زندگی است. این مشقت می تواند ما را سردرگم کند. ولی فراموش نکنید که سردرگمی لزوما چیز قباحت ازاله. کسی که احساس سردرگمی پیدا می کند، می خواهد رجحان هایش را مجددا ارزیابی کند و این تقویم می تواند نتایج بیش خوبی داشته باشد.

بوسیله آن به چشم فرصتی نگاه کنید که امکان شروعی فصلی نو درون زندگی را بخاطر تان فراهم می کند. فصلی که منجر بوسیله ساختن زندگی، آن طور که آرزویش را دارید می شود. هِنری دیوید ثورو، شاعر و فیلسوف آمریکایی قرن نوزدهم زمانی می گفت:

«تا زمانی که احساس سردرگمی بوسیله سراغ مان نیاید، حروف منتهی به شناخت و درک بهتر خودمان آغاز نمی شود.».

اگر این ذهنیت را داشته باشیم، گم شدن داخل شلوغی های زندگی تغییر به بهینه پیوستگی عمر مان می شود. بخاطر چشیدن طعم اصلی زندگی نیازی بوسیله دانستن جواب کامل سؤال های تان ندارید. نگرانی را کنار بگذارید و عمر کنید.

برای افسون شده شدن از آنچه اکنون هستید و تحول شدن به آنچه آرزویش را دارید آماده اید؟ پس به صدای درون تان ایمان بیاورید. همه چیز همان طور خواهد شد که شما می خواهید. مطمئن باشید از پسش برخواهید آمد. درون ادامه بخوانید: پنج سوالی که به شما کمک می کنند هدف پا بر جا عمر تان را کشف کنید

مجموعه صوتی رازهای توفیق موفقیت چیزی سوا رعایت یک سری اصول و تمرین مداوم آنها حلق

مشاهده محصول