دغدغه های فراموش شده میراث

پروانه سلحشوری پلیس تهران و عضو ناظر مجلس بر سازمان سابق میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری همچنین همراه با دیگر نمایندگان مجلس طرح تشکیل وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی را بوسیله هیات رئیسه رساندند و فرجام نیز این طرح توانست یک دهه مطالبه کارشناسان و فعالان سه حوزه مرتبط با فعالیت های سازمان میراث فرهنگی را به انتها برساند و وزارتی تشکیل شود که اینک پروانه سلحشوری از آن با عنوان نوزاد نیازمند نگهداری یاد کند. پروانه سلحشوری سه گانه سال در حوزه میراث فرهنگی، صنایع دستی وگردشگری بازرسی دقیق بر عملکرد اداره میراث فرهنگی داشت.

او و دیگر نمایندگان هیکل فراکسیون میراث فرهنگی و گردشگری مجلس تو این مدت نقاط خوراک و ضعف سازمان میراث فرهنگی را وارسی کردند و به این مولود رسیدند که بهتر است برای بازرسی بهتر برفعالیت این بسرنوشت شوم دچار کردن وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی تشکیل شود. پاسبان تهران در مجتمع اینک در بازدید از روزنامه همشهری فرمان ۳۴ گانه رئیس جمهوری به وزارت تازه تاسیس میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی را به عنوان برنامه تمامیت این وزارتخانه در تحقق اهداف مرتبط با توسعه کشور ارزیابی می بطی ء و ماجرای نطق آتشین خویشتن داخل باشگاه را تشریح کرده است.   خانم سلحشوری، اداره میراث فرهنگی با تلاش شما و همکارانتان تو مجلس آخر وزارتخانه شد؛ آرزویی که یک دهه بود کارشناسان و فعالان این حوزه از آن سخن گفتند و طالع ها و مجالس قبلی بی توجه از پهلو آن رگه شدند. اما نقش شما بوسیله عنوان یک پلیس زوجه مجتمع در تغییر این دایره به وزارتخانه پهلو ناظران پوشیده ازاله.

وقتی به مجلس آمدم، یکی از دغدغه های جدی، دگرگونی راه اندازی میراث فرهنگی به وزارتخانه بود و همکاران خود من هم این پیش روی را دارند که پیگیرترین شخص درون این موضوع بودم. این البته لطف خدا بود، در برابر یک زمانی آقای لاریجانی رئیس مجلس قرار بود این طرح را از دستور کار بیرون درنگ و این طرح در مجلس رد شود.

اما با اعتراض بموقع که خداوند تو وجود ما نهاده بود، رفتیم تعرض کردیم و این طرح دوباره رجعت. درست مانند به احیای یک موجود رو به اجل توانستیم این طرح را دوباره احیا کنیم. درون همان روز رأی گیری برای تشکیل وزارت میراث فرهنگی داخل محفل نیز آقای لاریجانی اعلام کردند که طرح رأی نیاورد و وقتی به این اخبار تعرض کردیم، عصر همان روز در هیأت رئیسه گفتند که طرح رأی آورده است. با رفت و برگشت های بسیاری همچنین که با شورای نگهبان انجام شد، در نهایت طرح تشکیل وزارت میراث فرهنگی بوسیله نتیجه رسید. وزارتخانه میراث فرهنگی اکنون مثل یک نوزاد است که باید مراقبش حیات و زیرساخت های آن پایه گذاری شود. البته که  رادیکال است که بنیان وزارتخانه جدید چگونه گذاشته شود.

شما تو ردیف نمایندگان مخالف با وزیر پیشنهادی در کمیسیون مهیا موکد. ماجرای نطق شما داخل تغار با وزیر چه بود؟

فراکسیون امید مسئولیت تمهید گزارش مرتبط با وزیر میراث فرهنگی را برای روز رأی اعتماد برعهده غلام گذاشته بود تا با همکاران دیگر این گزارش را تدوین کنیم. در روز رأی اعتماد بازداشت تا ۴صبح مسبوق مانده بودم و تمام برنامه وزیر پیشنهادی را شیار بوسیله خط خواندم. گزارش پر از اشتباهات املایی بود. همکاران و مشاوران من غصه این گزارش را خوانده بودند. فراکسیون امید زمانه ریه ونیم بامداد میتینگ داشت و قرار شد براساس گزارش، اعضا به نتیجه برسند که چه رأیی بوسیله وزیر بدهند. روزگار ۸صبح که بوسیله صحن مجلس آمدیم، سرزده گفتند اقبال نطق شماست. من اندوه برای نطق چیزی آماده نکرده بودم اما چون تا صبح مبتلا خواندن برنامه و گزارش بودم، فکت ها را داشتم.

البته صبح برخی ها از دایره میراث فرهنگی تماس گرفتند و گفتند که اطلاعات شما نادرست است. درحالی که فکت ها درست بود و خیلی شان را حزن اصلا خودشان درون پروگرام نوشته بودند. من بی قراری از قبل با سعی هایی که برای وزارتخانه نشدن دایره میراث فرهنگی ادا شده بود، آشنا بودم. یک گویش آرام و بدون عدل و قال انجام دادم. محبوس می دانستم که رأی آقای مونسان تضمین شده است ولی در آن نطق بخاطر آیندگان صحبت کردم تا بگویم مجلس آزادگی اش را از دست نداده است. این را حزن بگویم که آقای مونسان همیشه عزت گرفتار را در مجلس نگاه داشته است. با کامل این دست افزار ها، آرزو داشتم میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی سرزمین به دست فرید دیگری سپرده شود. خیر اینکه آقای مونسان بی نظیر بدی است. اصلا این طور نیست. ولی جنس نگاهشان به هویت میراثی ناحیه متفاوت است. آقای مونسان اعتقادی به وزارتخانه شدن سازمان میراث فرهنگی نداشت، ولی بوسیله هرحال الان ایشان وزیر است و امیدواریم در سمت متاخر چیره باشند و این وزارتخانه را عقیده کنند. مهتر جمهوری در فرمان ۳۴گانه اما اولویت های وزارتخانه را درون مرزوبوم میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی بی پرده کرده است.

بله، اسیر اولویت های مهتر جمهوری را برای وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی خواندم. تا به حال ندیده بودم که یک مهتر جمهور تصدی های یک وزارتخانه را بوسیله وزیرش بدهد. اتفاقا جالب اینجا وجود که در این رابطه رئیس جمهوری واقعا ماموریت های وزارت میراث فرهنگی را مشخص کرده است و این عهده دار ها را زیاد خوب نوشته اند. وقتی امر آقای روحانی را خواندم، خوشدل شدم که خود رئیس جمهوری نگاه نظارت محور تو این سیلان دارد. ولی موضوع بنیادی که باید در اولویت برنامه های وزارت میراث فرهنگی صبر بگیرد، نوشتن لایحه ساختار وزارتخانه است که باید هرچه نوک تیز زیرفون تالیف و به همین حلقه ارسال شود. در ماموریت های نوشته شده توسط رئیس جمهوری نیز بر ستایش ساختار تأکید شده حیات.

محکم است. اما درخواست نمایندگان این است که لایحه ساختار وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی تا ته همین دوره به محفل ارسال شود تا کاری که توسط همین مجلس آغاز شد، داخل همین کمیسیون همچنین به تکمیل برسد. به نظرم آقای مونسان هم از نصیب که وزیر شد و رأی اعتماد گرفت، باید نگاشتن لایحه ساختار را آغاز می کرد. در مدت هر کجا داخل کشور آسیب شدید دیدیم، از ضعف ساختار بود. بنابراین نباید دستور داد شکست ساختاری عایق رشد و ارتقای وزارتخانه جدید شود. ساختار وزارتخانه جدید همچنین باید به گونه ای بسته شود که بعدها باعث نمو و ارتقای وزارتخانه شود. این لایحه باید هر چه سریع تر تنظیم شود و اسیر نیز حتما تو صحن مجلس نسبت به آن تو روزهای آینده صحبت خواهم کرد و تذکر هم خواهم رحم. این ساختار چه انفراد هایی باید داشته باشد؟

ذهنیتی که وجود دارد، این است که معاونت و رئیس سازمان تو آن بود داشته باشد. مثلا معاونت گردشگری، رئیس اداره گردشگری باشد. یعنی می گویید ۳سازمان مختلف در زیرمجموعه وزارتخانه تشکیل شود؟

بله، باید ۳ دایره مستقل تشکیل شود تا وزارتخانه از حالت ستادی محض خارج شود و بتواند شکل حقگو بگیرد که تأثیرگذار است. اگر این اتفاق نیفتد، آسیب آن برای وزارتخانه جدید چیست؟

رخصت دهید اگر را با ناامیدی مبدا نکنیم. ان شاء الله با فقره کارشناسی این اگرها از بین می رود. چون براساس تبصره ماده واحده طرح تشکیل وزارت میراث فرهنگی باید لایحه ساختار ارسال شود. ان شاءالله این لایحه سریع تر تصنیف شود. فقط چیزی که هست داخل طرح قول داده شده که نباید بار مالی به وزارتخانه تا خاتمه برنامه ششم توسعه تحمیل شود. نکته دیگر آنکه پس از برنامه ششم می استعداد تا اینکه فرش را غم به وزارت میراث فرهنگی سپرد که فکر کنم وزارت صمت تیمار راضی باشد. می توان سازمان هواپیمایی را بی قراری از مجموعه وزارت وضع به این وزارتخانه واگذاری عدل که البته ضروری هم هست و در خیلی از کشورها اینگونه است. یعنی می گویید پس از برنامه ششم ترقی می توان تمامی بخش هایی که با مسئولیت های وزارت میراث فرهنگی مرتبط است را در این وزارتخانه تجمیع کرد؟

هرآنچه که بوسیله این مجموعه ارتباط دارد، باید تجمیع شود. مادام سلحشوری، رئیس جمهوری خودشان مشت به فقره شدند و در اقدامی بی سابقه آنطور که گفتید، بخاطر وزارتخانه میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی برنامه و تطویل وظیفه نوشتند. شخص رئیس جمهوی با وجود اینکه صحبت زیادی تو مورد میراث فرهنگی نمی کنند، اما نکاتی را که در این برنامه در مملکت میراث فرهنگی مورد تأکید فراغت داده اند، همچون موضوع حفاظت از میراث فرهنگی، تعیین تکلیف نفایس ملی، واگذاری بناهای تاریخی، تعمیر آثار تاریخی و کنف از مالکان خانه های تاریخی نکات زیاد کلیدی در این مملکت است. ارزیابی شما از برنامه مهتر جمهوری چیست؟

در بحث میراث فرهنگی رئیس جمهوری التماس های جامعی از آقای مونسان داشتند و امیدوارم مهتر جمهوری سال آینده این درخواست ها را از وزیر میراث فرهنگی تقاضا کنند. از وزیرشان بخواهند که چند درصد از درخواست های ایشان عملیاتی شده است، زیرا که نوشته شدن برنامه یک چیز است، عملیاتی شدن آنها موضوعی دیگر. به خصوص آنکه ایران جزو ۱۰کشور برتر جهان در مرزوبوم آثار تاریخی است و حیف است این آثار با باران و برف و آسیبی که مردم بوسیله آنها بااطلاع می کنند، از بین بروند. در مرزوبوم شناساندن همچنین همان سال مقدمه که بازرس کمیسیون پیاده شدن میراث فرهنگی شدم، گفتم نیاز بوسیله یک شبکه تلویزیونی ۲۴ساعته داریم که خبرها و گزارش های مرتبط با ۳حوزه را منتشر بطی ء. فراغت حیات شبکه «شما» این حکم را انجام دهد اما ظاهرا بعدتر منتفی شد.

بیرونی ما از این می سوزد که چطور می شود آدم دغدغه ایران را نداشته باشد. غلام شنیده ام برخی شبکه ها حتی به تعداد کارمندان خودشان هم مخاطب ندارند. واقعا این را شنیده ام اکنون ضایع یا دروغش را نمی دانم. تو ضمن شما درون هیچ نقطه ای از جهان سراغ ندارید که شبکه هایی به نام تراولینگ وجود نداشته باشد. متأسفانه ایران از چنین شبکه ای بی روزی است. بی شمار از مردم نمی دانند مناطق گردشگری و آثار باستانی کشور کجا قرار دارند. بی اندازه از بناء های تاریخی را هنوز نمی شناسیم. ۳سال به عارض متمرکز در این مرزوبوم فعالیت کردم. مبهوت می منحوس از این همگی نعماتی که خداوند به این سرزمین اهدا کرده است. اما نگران هم می شوم وقتی می بینم فرهنگ حفظ کردن و نگهداری آثار تاریخی قلمرو بین مردم حیات ندارد. شاید چون هنوز دغدغه کسانی حلق که بخواهند این آثار را رادیکال جلوه دهند. تا این آثار عمده نشود، تا داخل تاریخچه های درسی نیاید، تا کنشگران نیایند و این آثار را بزرگ نکنند، کسی دغدغه حفظ کردن آنها را ندارد. بنده چندبار توییت هایی در مورد میراث فرهنگی داشتم که کمترین بازخوردها را داشت و متجاوز متأسف شدم. این موضوع فراوان معنا دارد. چرا این موارد دغدغه نیست؟ چرا توجه عمومی را احضار نمی کند؟ درحالی که حتی چنانچه فعالان این حوزه ها نیز توجهی نداشته باشند انسان باید به هویت تاریخی خود توجه کنند. این موضوع جنین مفهومی عمیقی دارد. باید به این موارد توجه کرد. مادام سلحشوری، برخی معتقدند بخت ها علاقه ای به پرداختن بوسیله موضوع میراث فرهنگی ندارند، در برابر این مرزوبوم هزینه بر است و عمده توجه پایگاه به مملکت گردشگری و صنایع دستی است که ارزآور است و پولساز، به همین دلیل است که کثرت از بناها و ساختمان های تاریخی بوسیله صورت سازمان یافته و غیرسازمان یافته از دست رفته است. با تشکیل وزارت میراث فرهنگی آیا باید دوباره تماشاچی فرمانده بودن این نگاه باشیم یا اینکه براساس شرح وظایف نوشته شده توسط رئیس جمهوری، وضعیت بهتر خواهد شد؟

گرفتار با فعالان هر ۳ حوزه در تماس هستم. با صنایع دستی کمتر. دوستان گردشگری اتفاقا بیش شاکی هستند که چرا ۶۰درصد از طولانی بودجه میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی برای میراث گذاشته می شود. میراثی ها هم دقیقا همین احشام را از بخش گردشگری دارند. هر لحظه با گردشگری می نشینید از میراث شاکی هستند. هربار با میراثی ها می نشینید، از گردشگری معارض هستند. مظلوم اصلی هم این وسط صنایع دستی است. اما یک چیز همیشه توجه مرا جلب کرده است که سوداگری و طمع مالی باعث شده که افراد حتی هویت خودشان را هم زیرپا بگذارند. درحالی که همه ما پسر یک میهنیم و هرچه داریم، از این کشور است. این دغدغه وجود ندارد. بوسیله نظرم هر دو فطرت به جای اینکه خود را درون تقابل با یکدیگر ببینند، باید نگاه تکمیل کننده بوسیله یکدیگر داشته باشند. گردشگر که به ایران می آید، برای دو موضوع سفر می کند؛ یکی اقلیم خاص ایران به لحاظ طبیعی است و دیگری میراث ماست. چنانچه اصفهان خواه یزد و شیراز می رود، برای ملاقات از میراث فرهنگی است. پس رونق گردشگری از عادت حفظ میراث فرهنگی ممکن است. چرا گردشگری فکر می یواش میراث سربار است؟ میراث فرهنگی سربار ازاله بلکه کمک حال است. شما چهره پیگیر کمیسیون در ماجرای وزارتخانه شدن سازمان میراث فرهنگی بودید. داخل این مدت پیغامی از گروه های سیاسی یا برخی افراد صاحب تاثیر داشتید که بخواهند دست از تلاش بردارید؟

در مورد دسته های سیاسی آنچه مرا نگران می یواش و مجروح می شوم، این است که اصلا این موضوعات بخاطر آنها دغدغه حلق. بعضا حتی خبر نداشتند که وزارتخانه ای تشکیل شده و وزیری هم معرفی کردن شده است. البته افرادی غصه بودند که خواستند صحبت نکنم و کوتاه بیایم و پیگیر ماجرا نشوم. می توانید بگویید چه کسانی بودند؟

خیر، اولویت می دهم نام آنها را نیاورم. تفکر می کنید آینده وزارتخانه جدید با همان گزینه ای که رئیس جمهوری معرفی کرد و توانست رأی توکل حزن بگیرد، چه خواهد شد؟

باید خوش بین بود. زحمت زیادی پای این طرح کشیده شد. مفرط از دوستانی که نقیض بودند، آن موقع، خیلی حرف ها زدند. مثل اینکه فردای تشکیل وزارتخانه نمایندگان به مدیران کچل استانی ضیق می آوردند. ممکن است نمایندگان متعاقب چیزهای دیگری بیفتند. حتی ممکن است تعدادی ها جلوی برخی فعالیت هایی را که همین اینک قضیه دارد، بگیرند و… تا اینکه در یکی از جلسات که آقای مونسان به کمیسیون آمد، یکی از نمایندگان تأکید داشت که تورهای داخلی که جوانان با آنها به سیر تکاملی می روند، نباید اینگونه برگزار شود و باید تفکیک جنسیتی در آنها صورت بگیرد، بمنظور بعدها مقدور است این اتفاقات بوسیله طرح سؤال بکشد و از این دست افزار ها. نکته مهم بنیان بی عیب وزارت میراث فرهنگی است. این وزارتخانه ماهیت فرابخشی دارد و اگر غلبه چانه زنی قوی نداشته باشد، نمی تواند در ارتکاب وظایف فیروز شود. تشکیل وزارتخانه در اولیه گام وزیر میراث فرهنگی را در کابینه دارای راست رأی کرده است که قبلا مهتر اداره میراث فرهنگی از این حق برخوردار نبود. این یعنی، وزیر قدرت چانه زنی با وزیر راه و شهرسازی را دارد که چرا باید بنیانی ترین مشکل کشور ما درخت سرو های بهداشتی باشد؟ غلبه چانه زنی با نهادهای دیگر دارد و حتی می تواند خبردار تفاهمنامه با وزارت بهداشت بخاطر گسترش توریسم اشتی شود. ایران پتانسیل خوبی برای جذب گردشگر دارد. درست است که من آقای مونسان را نقد کردم، اما ایشان یک کاری هم فاتحه کردند که گردشگران چینی را جذب کنند. اگرچه غلام کاملا مخالف این موضوع هستم که نرمی ورود به ایران بر پاسپورت گردشگران اجنبی نخورد و حاضرم حتی یک گردشگر بی آرامی بوسیله ایران نیاید تا عزت کشورم اینگونه کوچکتر سؤال نرود، اما ایشان مخاطب نوع دوستی را شناخته است. چینی ها سال گذشته بیشترین گردشگران دنیا را داشتند.   فراوان حزن ولخرج هستند، چون رشد طبقاتی متوسط شان بلندی بود و اگر بتوانیم درصدی هم از گردشگران چینی را جذب کنیم، بی حد اتفاق مرحمت است. چنانچه بتوانیم از کشورهای همسایه متشابه قطر، عمان و ترکیه غصه گردشگر بگیریم، کار مهمی ایفا داده ایم. شما گفتید صنایع دستی مظلوم ترین پاره در وزارت میراث فرهنگی است، چرا؟

صدای آنها خوب به مردم و مسئولان نمی رسد. جلساتی با فعالان این مرزوبوم داشته ام. اذیت آنها برای تولید یک قطعه کوچک از هنرهای سنتی ایران بسیار متجاوز است، اما حاصل زحماتشان را نمی گیرند. نمایشگاه های زیادی رفته ام و با یکایک هنرمندان و فعالان این بخش گفتگو کرده ام. همه آنها از نبود رونق و فقدان حمایت از لفظ دولت سخن می گویند. ولی این موضوع دقیقا برضد آن چیزی است که در قضا و قدر شنیده می شود.

دقیقا. تولیدکنندگان صنایع دستی در نمایشگاه ها می گویند با چه فلاکت و تلاشی در نمایشگاه ها حضور می یابند اما تمام باری که با خویشتن آورده اند، روی دستشان مانده است. درحالی که مدخل دولتی می تواند از آنها پناه کند. خیر اینکه پول کلان را از اینها بگیرد و آثارشان اندوه به معامله نرود. قطعا نیازمند آن هستیم که چرخه تولید صنایع دستی بوسیله فروش بینجامد. اگر به خرید نینجامد، کم اندک هنرمندان و تولیدکنندگان این مرزوبوم ورشکست می شوند. نگرانی دیگر این است که تا زمانی که یک بازیگر صنایع دستی حی است، هنر او همچنین زنده می ماند ولی اگر نتواند هنرمندان دیگری پرورش دهد، با رفتن آنها یک هنر از میان هنرهای سنتی ایران از بین می رود. همین اینک هنرمندان یدکی هستند که دارند از بین می روند. به سن کهولت رسیده اند و شاگردانی هم هدایت نکرده اند که اگر اتفاقی برای آنها بیفتد، هنرشان از بین می رود و حسرت آنها کنار دل ما خواهد ماند. خانم سلحشوری، سؤال دیگری ندارم اما این فرصت داخل وارستگی شما هست که چنانچه صحبتی با مخاطبان و مسئولان درون مملکت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی دارید، بفرمایید.

از روزنامه همشهری بسیار سپاسگزارم که فرصت اقرار دغدغه ها را خلق کرد. تنها موضوعی که می تواند  مربوط به طبقه کارگر و زحمتکش کند که جامعه ایرانی دوباره یکی شود، عناصر مرتبط با میراث فرهنگی و هویت ملی و تاریخی این کشور است. بنابراین از تمام وزارتخانه ها چه وزارت آموزش و پرورش، چه وزارت آموزش عالی و حتی وزارت مفروضات و سازمان حفاظت فضا زیست و تمامی راه اندازی ها و نهادها می خواهم این دغدغه را جدی بگیرند. استخلاص ایران از خوش نویسی گشادگی صنعت گردشگری می گذرد و باید بدانیم که حفظ کردن میراث فرهنگی در این سطر ابهت زیادی دارد. موضوع دیگر که باید متذکر شد، آن است که در این وضعیت باید سوداگری اقتصادی را تو اولویت های بعد گذاشت، در مقابل اگر میراث فرهنگی کشور و هنرهای سنتی ایران از بین بروند، این عناصر با هیچ تنخواه ای مجدد به دست نخواهد آمد.