مردی که ۶ سال پیش باجناقش را کشت بخشیده شد

به گزارش همشهری آنلاین به نقل از روزنامه شرق، متهم که روز گذشته بخاطر محاکمه بوسیله شمارش جنبه اشتراکی جرم پای میز محاکمه رفته بود، داخل تشریح آنچه اتفاق افتاد، به قضات گفت: باجناقم دستخوش مشکل مالی شدیدی شده حیات و من غرض گرفتم به او کمک کنم. او در کشتارگاه کار می کرد. من هم دامدار بودم و گفتم به تو دام می دهم، کشتار کن و بفروش و عنصر پول را به غلام برگردان و سود آن برای خودت باشد. او هم پذیرش کرد ولی بعد واقف شدم او ۵۰۰ میلیون تومان بدهی دارد که بوسیله ما نگفته حیات و عنصر ماجرا چیز دیگری وجود. وقتی دوستانش موضوع را به غلام گفتند، من حزن گفتم نمی توانم مبلغی را که مدیون است، تکرار کنم و همین موضوع باعث اختلاف ما شد.

قاضی ادامه انصاف: درگیری ما مفرط ثانیه وجود که شروع شده بود. تا اینکه روز حادثه او به سراغ من آمد. من درون کشتارگاه خودم بودم. حمله کرد و یکی از دوستانم را با دشنه زد و بعد هم دو ضربه به من زد. غلام خون ریزی داشتم، اما مسئله موکد نبود. مجاهدت کردم او را خارج کنم. زیر بار نمی رفت و دوباره حمله می کرد. در حین درگیری درحالی که غلام چکمه پایم بود و زمین هم سُر بود، از باجناقم خواستم موضوع را تمام کند. او دوباره حمله کرد و داخل استخر شنا آهک افتاد. ما قبل از اینکه هوشیار بخش کشتارگاه شویم، باید پاهایمان را در حوضچه آهک فرو کنیم تا بدون آلودگی مخبر کشتارگاه شویم. وقتی باجناقم داخل آن حوض افتاد، با توجه به اینکه زمین لیز بود و غلام هم چکمه داشتم، پایم ضابطه خورد و غلام هم داخل حوضچه افتادم. از طرف چاقو دستم بود، چاقو مستقیم به تو سینه او فرو رفت.

متهم درون دنباله گفت: من بلافاصله از حوض بیرون آمدم و با اورژانس وابستگی گرفتم و التماس معاون کردم، اما از مشت کسی موثر برنمی آمد. ضمن اینکه من و دوستم را حزن که زخمی بودیم بوسیله بیمارستان بردند و من تو درمانگاه باخبر شدم باجناقم فوت کرده است.

متهم گفت: من شش سال است که درون زندان هستم و روزهای ماندگی را می گذرانم. ریه سال زیر تیغ دار کردن بودم و هر ثانیه مقدور بود من را اعدام کنند. با تلاش قوم ام توانستیم رضایت اولیای لحظه را بگیریم. من برای اینکه بتوانم رضایت بگیرم، همه مایملک ام را از دست دادم و حالا وضع بسیار قباحت دارم. چنانچه از زندان آزاد شوم، باید ابکی کار کنم تا دوباره بتوانم زندگی ام را بسازم. من التماس بخشش دارم. ضمن اینکه قوم ام هم شرایط خوبی ندارند. من از ابتدا باید همه چیز را درست کنم. به همین فکر کردن درخواست دارم دادگاه حزن مساعدت کند. اگر من آزاد شوم و دوباره به عمر برگردم، خانواده ام بی آرامی آرامش خواهند داشت.
قضات بعد از گفته های متهم، برای غرض گیری درخصوص جنبه عمومی معصیت وارد شور شدند و متهم را بوسیله تاب جگر سال حبس با احتساب ایام دستگیر محکوم کردند.